Tuesday, October 11, 2005


عشق بهتر است يا ثروت ( از دفتر انشاي يك دانش آموز بي جنبه )
البته واضح و مبرهن است كه عشق اساس زندگي مردم است و بدون عشق زندگي مفهومي ندارد.وقتي كه يك پسر به يك دختر مي گويد دوستت دارم و آن دختر آناً پشت چشم برايش نازك مي كند عشق صورت گرفته است ( بقول يه بنده خدايي براي هم عشق در بكرده اند) . حالا نكته مهم در اين است كه آن پسر كذايي كه براي آن دختر كذايي عشق در بكرده ( هرچند عشق در بكردن انواعي دارد مانند عشق سركاري و مانند آن كه در اين مقال نمي گنجد) به كدام طبقه از طبقات سه گانه( والبته اخيراً چهارگانه) جامعه تعلق دارد.
اگر از طبقه سوم (يا اخيراً چهارم) باشد كه بالكل عشقش تعطيل است و اصولاً به مرحله پشت چشم نازك كردن نخواهد رسيد(چه رسد به مراحل ديگر) براي جلوگيري از اتلاف وقت برسي طبقات ديگر را وللش…اما اگر از طبقه اول ( كه قربانش بروم خووووب طبقه اي هست آقا…خوووب) باشد يك عشق آتشين در انتظار اوست (باور ندارين؟؟؟) حالا اينكه دختر از كدام طبقه است معمولاً زياد مهم نيست ولي پسر بايد از طبقه اول باشد كه اگر هم نباشد بايد بشود(بروش آفتاب پرست و ژانگولر)
اما ثروت يك چيز مضخرفي است كه اصولاً هيچ كس از آن خوشش نمي آيد بااينحال همه شبانه روز در پي آن روانند(بهتره بگيم دوانند)…ثروت همان چيزي است كه مي توان به مدد آن همه چيز از شير مرغ تا جان بي ارزش آدميزاد وايضاً همان عشق مادرمرده را بمقدار انبوه خريداري نمود.
من از اين انشا نتيجه مي گيرم كه عشق بهتر است اما ثروت بهترتر تر است.

No comments: