آن رايت كليك كذايي
خب ، اين هفته كه ما تقريباً در انتهاش بسر مي بريم يكم از هفته هاي قبل بدتر بود ، و شخصاً واسه خودم زياد جالب نبود و چنگي هم بدل نمي زد ، اينهفته يه تصميم گرفتم كه كم از تصميم كبري نداره ، موضوع ساده س ، يه كاري بود كه مي خواستم انجام بدم و حالا كه بايد به نتيجه برسه من رهاش مي كنم ، نمي دونم شما تا حالا با خودتون لج كردين يا نه؟؟؟ اونايي كه منو مي شناسن مي دونن من چه تصميمي گرفتم ، حالا بماند، ولي من عجيب با خودم لج كردم ، البته اينكارا از من بعيده ،ولي خوب ديگه ، چه ميشه كرد…
و اما ديروز كه داشتم روزنامه ايران رو ورق مي زدم ديدم كه تو صفحه جوان، وبلاگ باي پس رو معرفي كرده و نوشته سه قسمتي كه در مورد اتوبان زندگي و از اين حرفا بود رو هم چاپ كرده ، كه من امروز رسماً تو همون وبلاگ از روزنامه ايران تشكر كردم. حالا نكته مهم اينه كه من يه عادت بدي تو نوشتن دارم و اون اينكه از پرانتز و نقطه چين و علامت سوال بمقدار انبوه تو نوشته هام استفاده مي كنم ، همين عادت باعث شد كه متني كه تو روزنامه چاپ شده بحدي ناخوانا باشه كه خودم يه جاهاي تو خوندنش گير كنم ، و جابجا شدن نقطه چين ها و كلمات هم كه بعضي جاها كلاً معني جمله ها رو تغيير داده بود ، بايد يه فكري بحالش بكنم.
خب اينم از اين ، تا بعد…

1 comment:
tabrik migam baba vaghti migam web nevisi nagoo na.
Post a Comment