Sunday, February 12, 2006

محمود جون ، رفراندومت منو كشته!!!
امروز مصادف است با بيست و دوم بهمن يكهزار و سيصد و هشتاد و چهار هجري خورشيدي ، روز موعود ، روزي كه رفراندوم رييس جمهور منتخب و محبوب ملت برگزار مي شه ، رفراندومي كه ملت سرفراز ايران بايد نظر كارشناسي خودشون رو در مورد اينكه ايران بمب هسته اي داشته باشه بهتره يا نه ، بدن ، خب خدايي به من يكي كه نه چفيه رسيد و نه اتوبوس مخصوص نظر خواهي ، پس مجبورم اينجا نظرات كارشناسي بدم ديگه ، تنها فرقش اينه كه رويترز و سي ان ان و فاكس نيوز نظرات اينجانب رو منعكس نمي كنن...
پس شروع مي كنم :
مسلمه كه همه ما دوست داريم پيشرفت كنيم ، كيه كه دوست نداشته باشه كشورش به فناوري ساخت بمب اتمي ، يا همون فناوري صلح آميزي كه اين آقايون ميگن ، دسترسي داشته باشه ، بهم زدن توازن قدرت در منطقه!!! ، آقا يك حالي ميده !!! معلومه كه هر كشوري اين رو دوست داره ، ولي خوب بنظر اينجانب هميشه يه مهمتر و يه مهمتريني وجود داره كه مسلماً ساخت بمب مهمترين مشكل ما نيست ، بگم مشكلات رو ؟؟؟ خودتون مي دونين كه ...
مشكل بزرگ ما دزدي هايي هست كه توي ايران رخ مي ده ، منظورم دزدي از بيت الماله ، نه اون دزدي هاي كوچولو موچولو ، مشكل بزرگ ما اينه كه ما شاهد اين هستيم كه يه عده روز بروز پولدارتر مي شن و بر عكس يه عده روز بروز بد بخت تر ، ......
نمي دونم جناب احمدي نژاد اصلاً بخاطر دارن كه چه وعده هايي به ملت داده بودن ؟ توزيع عادلانه ثروت ، رسيدگي به امور اقشار بدبخت بيچاره ، جلوگيري از كلفت شدن هرچه بيشتر گردن بعضيها ، مبارزه با ما فياي قدرت ، اما حالا چي مي بينيم ، مبارزه با اسرائييل ، ساخت بمب اتمي ، فحش دادن به اين كشور و اون كشور ، انداختن ميثاق نامه توي چاه امام زمان ، تحقيق در مورد هولوكاست ، واه واه واه.....
من نمي دونم نظر واقعي ملت در مورد بمب هسته اي چيه و اينكه آيا اونها داشتنش رو خيلي ضروري مي دونن يا نه ، ولي اين رو مي دونم براي ملت ايران در حال حاضر مهمترين چيز تامين آسايش و امنيت هست ، مهمترين چيز ايجاد شغل آبرومند براي اونهاست ، فكر نكنم كسي به بازي سهام عدالت جناب رييس جمهور علاقه اي داشته باشه ، گمون نكنم هنوز ملت اونقدرها هم ساده لوح شده باشن كه اجازه بدن منابع مملكت رو كه يه عمره تو شكم همه ميره جز خود اونها حالا با يه بازي مسخره ديگه ازشون بگيرن ، براي اونها بيشتر مهمه كه يه كارگاه كوچولو براي جوونهاشون بزنن ، تا اونا بتونن اون كاري رو كه واقعاً بلدن نشون بدن ، تا بتونن از تخصصي كه دارن استفاده كنن ، تا از مسخره ترين راهها پول در نيارن ، تا سر هم كلاه نذارن ، تا عمرشون رو به دختر بازي هدر ندن ...
چه چيزي مهمتر از جمع كردن زنها و دخترهايي هست كه تو خيابون تن فروشي مي كنن ؟ نگيد كه همچين چيزي نيست كه دروغ بزرگي گفتين ، باور دارين كه اين شده يه شغل براي ملت مسلمان ايران ، البته مطمئناً اونها هم اين كار رو كثيف مي دونن ، مسلماً اونها براي خوشگذروني اينكار رو نمي كنن ، ولي باور كنين شكم گرسنه اين چيزها حاليش نيست ، ممكنه اونها بتونن گرسنگي رو تحمل كنن ، ولي با شكم گرسنه بچه هاشون چكار كنن ؟ با گريه برادر و خواهر كوچكشون چه كنند ؟
آيا رسيدن به وضع مردم مهمتره يا ساخت بمب اتمي و مبارزه با اسراييل و استكبار جهاني ، اينكه هولوكاست واقعاً وجود داشته يا نه فكر نمي كنم براي مردمي كه از صبح تا شب جون مي كنن تا خانواده شون بتونن يه زندگي حداقل داشته باشن زياد مهم باشه ، چه چيزي مهمتر از سير كردن شكم سيل عظيم جمعيت گرسنه ايرانه ، مگه چيزي مهمتر از اين هم هست ؟ البته اينكه من همش از سير كردن شكم مي گم بخاطر اينه كه بزرگترين مشكل ايرانه ، مي گن كه گشنگي مادر تمام گناهانه ، تمام گناهان!!! هر چند مشكلات اعتقادي و فرهنگي هم در ايران هست ، ولي حرف من بيشتر در مورد گرسنگي هست ...
البته بنظر مي رسه جناب رييس جمهور زماني كه با آن لبخند مليح خودشون ، نطقهاي آتشين انتخاباتي براي مردم ايراد مي فرمودن و قلب ملت رو تسخير مي كردن، و از ريشه كني فساد ، بخصوص فساد اقتصادي حرف مي زدن و از بالابردن سطح رفاه عمومي ، نمي دونستند اينكار تا چه حد مي تونه سخت باشه ، شايد هم مي دونستند و خودشون رو به اون راه مي زدن ، بگذريم...
بنظر مي رسه كه عملي كردن اون وعده ها خيلي مشكله و بيرون كردن اسراييل از خاور ميانه و گلاويز شدن با غربيها بمراتب راحتتر از رسيدن به مشكلات جامعه ايران و تلاش براي حل اونهاست ، نهايتاً جووناي بيكار و علاف رو مي فرستيم جنگ ديگه ، خود بخود كلي از مشكلات حله ......در آخر يه پيشنهاد دارم به سردار احقاق حق مردم ايران :
حالا كه شما گير دادي ايران حق داره بمب هسته اي داشته باشه ، پس قربون دستت داداش ، بگو يه جور بمبي بسازن كه ملت بتونن بذارنش لاي نون و با سبزي بخورن ، در اينصورت هم شما به خواسته خودت رسيدي ، هم ملت حسابي به حقشون...

No comments: