...بوتو منفجر شد ، تحمل کردم هیچی ننوشتم ... ترکمنستان گازمون رو قطع کرد هیچی ننوشتم ... دوهزار و هفتا اتفاق واسه خودم افتاد هیچی ننوشتم ... اما الان باید یه سه چهار خطی بنویسم .... مسیحیان محترم ( و محترمه!!!) !!! ببینید چقدر می خوامتووووون!!!! ....
از آنجائیکه تواریخ ثبت شده بر پیشانی نوشته های این وبلاگ به سبک خارجکی ها است و و از آنجائیکه این تاریخ ، امروز به عدد یکم یکم دوهزار و هشت رسیده و از آنجائیکه بالا و پائین نوشته های بنده در این وبلاگ مهر خارجکی دارد پس بر خود لازم می دانم که خیلی قرص و قایم حلول سال جدید این مسیحیان محترم ( و محترمه!!!) را به آنها تبریک بگویم و آرزو کنم هم برای آنها هم برای خودمان ... آرزو نکنم چکار کنم؟؟؟
از آنجائیکه تواریخ ثبت شده بر پیشانی نوشته های این وبلاگ به سبک خارجکی ها است و و از آنجائیکه این تاریخ ، امروز به عدد یکم یکم دوهزار و هشت رسیده و از آنجائیکه بالا و پائین نوشته های بنده در این وبلاگ مهر خارجکی دارد پس بر خود لازم می دانم که خیلی قرص و قایم حلول سال جدید این مسیحیان محترم ( و محترمه!!!) را به آنها تبریک بگویم و آرزو کنم هم برای آنها هم برای خودمان ... آرزو نکنم چکار کنم؟؟؟

No comments:
Post a Comment