Monday, April 21, 2008

حتماً بخوانید !!! جالب است!!!

بنده اصولاً به چیزهای زیادی در این دنیا بی اعتنا هستم و فوتبال هم یکی از این چیزهاست. البته بعضی اوقات فوتبال و محتویاتش ( توپ ، دروازه ها ، زمین چمن و حتی بازیکنان و مربیان و سایر موارد ) برایم جالب توجه می شوند و جناب افشین خان قطبی مربی فعلی تیم پرسپولیس هم یکی از همین موارد هستند. این بنده خدا از همان موقع که خیز برداشت برای آمدن به ایران برایم جالب بود تا خودِ همین حالا . نمی دانم شاید حوصله تان بیش از این سر برود اگر بگویم که چرا این شخص تا این حد برایم جالب است . فعلاً برای کوتاه نگاه داشتن این مطلب از این موضوع فاکتور می گیرم . شاید در ادامه فهمیدید که چرا ...

در ویژه نامه این هفته روزنامه اعتماد ( پنجشنبه بیست و نه فروردین هشتاد و هفت و در صفحات 30 تا 31 ) ، مصاحبه ای با افشین قطبی چاپ شد. یک بخش این مصاحبه بنظرم جالبتر از سایر بخشها بود ، بخشی که افشین قطبی جدای از بحث های فوتبالی و مربی شدن علی دایی و قضایای پشت پرده ( که این موضوع رو یکی از بدترین خاطرات حضورش در ایران می دونه ) و شکسته شدن لپ تاپش ( که بقول خودش سخت ترین ساعات زندگی اش بوده ) صحبتهای جالبی درباره مشاهداتش از ایران کرده . اون که حول و حوش سی سال از وطن دور بوده در ایران و در دور و اطرافش چیزهایی دیده که هرچند شاید برای ما بسیار طبیعی باشه و در کنار سایر امور روزمره طبقه بندی بشه ، اما برای خودش شگفت آور و حتی ناراحت کننده اس. این قسمت از صحبتهای او ، روانشناسی یک فرد در خارج ( منظور آمریکا و با کمی اغماض اروپا) بزرگ شده و جدیدالورود به ایران رو به بهترین شکل نشون می ده. این بخش از صحبتهاش رو عیناً میارم تا قضاوت کنید . البته لازم بذکره که درست بعد از این صحبتهاش مصاحبه گر یک طنازی هم می کنه که بسیار بجاست : "در بدو ورود به ایران می گفتید ندانستن کامل زبان فارسی تنها مشکل شماست.اما حالا انگار پس از یاد گرفتن زبان مشکلات بیشتری دارید ؟ " ... و حالا اون بخش مصاحبه فوق الذکر :

(( به غیر از پدیده بازیکن سالاری چه چیزهای دیگری در ایران اذیت تان کرده ؟

مشکلات هست ، امکانات کم است ، نظم نداریم و این را نمی توان کتمان کرد. خیلی ناراحت می شوم وقتی در خیابان دارم راه می روم و می بینم خانمی با چادر کنار خیابان زیر باران مانده و ماشین ها نگه نمی دارند ، یا آقایی خانمش را پشت موتور سوار کرده و دو بچه را هم روی پاهایشان گذاشته اند ، بچه کوچک را هم خانم مثل بقچه زیر بغل زده و هیچ کدام کلاه ایمنی بسر ندارند.این اتفاق درست نیست .وقتی می بینم مردم در خیابان دعوا می کنند ، ناراحت می شوم. ما فرهنگ بزرگی داریم. کشور متمدنی هستیم و این اتفاقات در خور نام کشورمان نیست.این چیزها مرا ناراحت می کند.می خواهم در این مصاحبه آن چیزهایی را که می بینم به آنها بگویم.ما کشور خوبی داریم ، پس کمی باهم مهربانتر باشیم و شهرمان را تمیز نگه داریم.تهران و ایران خانه خودمان است.در این مدت دو سه بار به کوه رفتم و دیدم پر از آشغال شده و خیلی ناراحت شدم چون فکر می کنم طبیعت هم مثل خانه ماست.ما باید کشورمان را هم مثل خانه مان تمیز نگه داریم. فکر می کنم این وظیفه شما هنرمندان و ما ورزشکارهاست که درباره این مشکلات با مردم حرف بزنیم و در رفع این مشکلات مؤثر باشیم. ))

ملاحظه فرمودید .البته بنده برای رفاه حال خوانندگان عزیز ، برخی موارد حیرت انگیز را مشخص نموده ام : شهرمان را تمیز نگه داریم ؟؟؟ آقای قطبی کجای کاری؟؟؟ این چیزهایی که می گویی در وطن مان بهش می گویند شعار و مدتهاست که پشت بسته های پفک نمکی می نویسند !!! در بدو ورودتان به ایران تنها مشکلتان زبان فارسی بوده ، بعد از مدتی مشکلات شما شده آشغال های روی زمین و مسلماً در آینده ای نزدیک مشکلات شما بغرنج تر هم خواهند شد . مطمئن باشید تا چندی دیگر چیزهایی در این ملک آریایی خواهید دید که مفهوم آشغال را برایتان متحول می کنند ... شک نکنید ... .

No comments: