من شیعه هستم ؟؟؟
امروز سالروز شهادت امام جعفر صادق علیه السلام است ... البته این مطلبی که ملاحظه می کنید شاید کمی طنز بنظر برسد ، ولی مطمئناً قصد بی حرمتی به محضر آن امام را ندارم ... اگر دقت کنید این مطلب را بسیار تلخ خواهید یافت ...
امروز تلویزیون را که روشن کردم دیدم در شبکه دو یک بنده خدایی دارد عقرب می خورد ، کنجکاو شدم و مکثی کردم ، دیدم یکی دیگر دو خنجر ( یا چیزی شبیه آنرا ، چون بمنظور رفاه حال بیننده تصاویر را تار کرده بودند ) را در بدن فرو می کند و یکی دیگر سیخی چیزی را می خواهد وارد بدن دیگری کند ... خلاصه کمی از این چیزها نشان داد تا اینکه تصویر کات شد به یک برادر ریش دار خوش تیپی که بوی عطر مشهدی اش فضای خانه ما را پر کرد ... این برادر خوش تیپ ، رو به دوربین کمی معذرت خواهی کرد بدلیل تصاویری که نشان داده شد و گفت ما اینها را نشان شما دادیم تا آدم شوید ( عین عبارت یادم نیست ولی مطمئنم که مفهومش همین بود !!! ) ... کمی بعد دوربین تقلایی کرد و با مشقت و ضمن افتادن در یکی - دو دست انداز خود را عقب کشید و ما فهمیدیم که غیر از این جوان رعنا ، دو جوان خوش تیپ تر هم در استودیوی پخش زنده برنامه حضور دارند ... یکی جوان معممی بودند که درجه و رتبه شان را نفهمیدم و آن یکی هم گویا همکار همان جوان خوش تیپ اولی بودند که از قرار معلوم قرار بود با هم این برنامه را اداره کنند و مدام به هم جان جان می بستند ... القصه موضوع برنامه ظاهراً تبیین نظرات امام جعفر صادق ( ع ) برای ما بینندگان سراپا تقصیر بود و نیز بیان این موضوع که خطر در کمین است و مراقب فرق اسلامی باشید ( مثلاً صوفی ها و سنی ها و غیره ) ...
با خیال راحت بمنظور خلاص شدن از افاضات این دوستان ، زدم روی دکمه قرمز رنگی که بر روی ریموت کنترل تلویزیون مان به همین منظور تعبیه شده و خودم را حقیقتاً خلاص کردم ...
امروز سالروز شهادت امام جعفر صادق علیه السلام است ... البته این مطلبی که ملاحظه می کنید شاید کمی طنز بنظر برسد ، ولی مطمئناً قصد بی حرمتی به محضر آن امام را ندارم ... اگر دقت کنید این مطلب را بسیار تلخ خواهید یافت ...
امروز تلویزیون را که روشن کردم دیدم در شبکه دو یک بنده خدایی دارد عقرب می خورد ، کنجکاو شدم و مکثی کردم ، دیدم یکی دیگر دو خنجر ( یا چیزی شبیه آنرا ، چون بمنظور رفاه حال بیننده تصاویر را تار کرده بودند ) را در بدن فرو می کند و یکی دیگر سیخی چیزی را می خواهد وارد بدن دیگری کند ... خلاصه کمی از این چیزها نشان داد تا اینکه تصویر کات شد به یک برادر ریش دار خوش تیپی که بوی عطر مشهدی اش فضای خانه ما را پر کرد ... این برادر خوش تیپ ، رو به دوربین کمی معذرت خواهی کرد بدلیل تصاویری که نشان داده شد و گفت ما اینها را نشان شما دادیم تا آدم شوید ( عین عبارت یادم نیست ولی مطمئنم که مفهومش همین بود !!! ) ... کمی بعد دوربین تقلایی کرد و با مشقت و ضمن افتادن در یکی - دو دست انداز خود را عقب کشید و ما فهمیدیم که غیر از این جوان رعنا ، دو جوان خوش تیپ تر هم در استودیوی پخش زنده برنامه حضور دارند ... یکی جوان معممی بودند که درجه و رتبه شان را نفهمیدم و آن یکی هم گویا همکار همان جوان خوش تیپ اولی بودند که از قرار معلوم قرار بود با هم این برنامه را اداره کنند و مدام به هم جان جان می بستند ... القصه موضوع برنامه ظاهراً تبیین نظرات امام جعفر صادق ( ع ) برای ما بینندگان سراپا تقصیر بود و نیز بیان این موضوع که خطر در کمین است و مراقب فرق اسلامی باشید ( مثلاً صوفی ها و سنی ها و غیره ) ...
با خیال راحت بمنظور خلاص شدن از افاضات این دوستان ، زدم روی دکمه قرمز رنگی که بر روی ریموت کنترل تلویزیون مان به همین منظور تعبیه شده و خودم را حقیقتاً خلاص کردم ...

No comments:
Post a Comment