انفجار خلاقیت و پایان " یه یه یه... "
از شما چه پنهان چند روزی هوای اتاقم حسابی سرد بود ... یعنی از آن سردها که بی خود و بی جهت آدم تن و بدنش می لرزد و دلش نمی آید که نلرزد ... خلاصه شبها یه یه یه کنان می خوابیدم و روزها هم یه یه یه کنان بیدار می شدم ... این ادامه داشت تا اینکه همین امروز صبح فکر بکری بسرم زد و آن اینکه بروم و بخاری اتاقم را زیاد کنم ، نمی دانم شما به این کار چه می گویید ، کاری که نتیجه اش زیاد شدن روشنایی و حرارت بخاری به سبب افزایش سوخت رسانی به آن است ( نمی دانم رساندم مطلب را یا نه ؟؟؟ ) ... شاید باورتان نشود ولی وقتی اینکار را کردم اتاق گرم شد !!! گفتم این پیچ سیاه رنگِ روی بخاری یک استفاده هایی دارد ها ... بعضی اوقات مخم خوب کار می کند نه ؟؟؟
از شما چه پنهان چند روزی هوای اتاقم حسابی سرد بود ... یعنی از آن سردها که بی خود و بی جهت آدم تن و بدنش می لرزد و دلش نمی آید که نلرزد ... خلاصه شبها یه یه یه کنان می خوابیدم و روزها هم یه یه یه کنان بیدار می شدم ... این ادامه داشت تا اینکه همین امروز صبح فکر بکری بسرم زد و آن اینکه بروم و بخاری اتاقم را زیاد کنم ، نمی دانم شما به این کار چه می گویید ، کاری که نتیجه اش زیاد شدن روشنایی و حرارت بخاری به سبب افزایش سوخت رسانی به آن است ( نمی دانم رساندم مطلب را یا نه ؟؟؟ ) ... شاید باورتان نشود ولی وقتی اینکار را کردم اتاق گرم شد !!! گفتم این پیچ سیاه رنگِ روی بخاری یک استفاده هایی دارد ها ... بعضی اوقات مخم خوب کار می کند نه ؟؟؟

No comments:
Post a Comment