Sunday, December 04, 2005


خودكشي مي كنم ، پس هستم!!!
اگه يادتون باشه چند وقت پيش يه مطلب نوشته بودم در مورد روش جديد اعلام موجوديت جوانان ايراني و اينكه مردم ايران از جمله جوانان ايراني براي رسيدن به حقشون از چه روشهايي استفاده مي كنن ، هفته پيش شاهد از غيب رسيد و دوباره يه اقدام به خودكشي در پايتخت ايران از جانب يك جوان شهرستاني ديگه داشتيم ، كسي كه تا حالا چندين بار خودزني كرده بود اينبار قصد پريدن از ساختمان دوگل تهران رو داشته ، هر چند ايشون هم مثل بقيه نپريد ولي لااقل اينكارش باعث شد كه بچشم بياد ، ديده شه ، باهاش مصاحبه كنن ، چند ميليون نفر تو تلويزيون ببيننش ، عكسش رو سايتاي خبري بره ، از همه مهمتر اينكه بالاخره يه نفر ازش بپرسه : شما چي مي خواي؟؟؟ ديگه كم كم جوونا دارن مي فهمن كه بايد به يه زبون ديگه اي صحبت كنن و البته گوشهاي مسؤول هم ايضاً ياد مي گيرن كه راههاي ديگه اي براي گوش ندادن پيدا كنن....
به هر حال اون روز دور نيست كه شعار جوونا بشه : خودكشي ميكنم ، پس هستم!!!....

1 comment:

Anonymous said...

ما با خود رفتگانیم
و آنچه از ما به جا مانده است
پیکری است تهی
اگه واقعا"طرف دردی داشته باشه و از خیلی چیزا به تنگ اومده باشه چی؟اونوقتم ما فکر می کنیم برای خود نمایی یا خیلی نمایش های دیگس . توی یه لحظه فکر کرده باشه شاید با این کارش یه فرست تجدید نظر ایجاد کنه.پیدا کردن علت سخته خیلی سخته