Wednesday, February 08, 2006


و بحث آغاز شد
صحبت از چيزهايي كه آدم درك نمي كنه ممكنه سخت باشه ، صحبت از چيزهايي كه آدم نمي تونه باور كنه هم ممكنه سخت باشه ، سخت ترين قسمتش اينه كه آدم چيزي رو درون خودش حس كنه ، با حرارت هم حس كنه ، ولي نتونه قدرت ا.ون حس غريب رو درك كنه ، شايد راه درك اون رو بلد نباشه يا اصولاً براي فهميدن اون ، راه رو اشتباه رفته باشه ...
در زندگي هر كسي يك راهي رو انتخاب مي كنه ، يه روشي رو انتخاب مي كنه ، حالا اين انتخاب مي تونه درست باشه يا نه ، اين بخودش و به ميزان فهمي كه از مقصدش داره بر مي گرده ، ولي مشكل از جايي شروع ميشه كه آدم خودش راهش رو انتخاب نكرده باشه ، بزبان ديگه كسان ديگه اي يه راهي رو براش انتخاب كرده باشن و مجبورش كرده باشن كه از اون مسير بره ، اين يك بعد قضيه هست ، بعد مهمترش اينه كه اون شخص رو ترسونده باشن يا به هر ترتيبي اون رو از فكر كردن به اينكه ممكنه اون مسير اشتباه باشه منع كرده باشن ، شخص نمي تونه به تغيير مسير فكر كنه ، نمي تونه حتي در مورد اون مطالعه كنه ...
ما تو زندگي كمابيش با يه همچين وضعيتهايي روبرو هستيم ، از امور كوچك گرفته تا مسائل مهمتر ...
خلاصه فكر كردن به اين چيزها رو بايد از يه جايي شروع كرد ، تا كي بايد طبق اونچه كه مدتها به ما ديكته كردن زندگي كنيم ، تا كي بايد طبق قوانيني زندگي كنيم كه بنا بدلايلي با دروغها و مصلحتها قاطي شدن و نميشه حقيقت رو از دروغ تشخيص داد ، درست مثل يه قطره رنگ تو يه دريا ، باور كنيد به همين وحشتناكيه ، قوانين غيرقابل تغييري كه نمي شه اونها رو نقد كرد و حتي نميشه به چيزي غير از اونها فكر كرد ...فكر كردن به اين چيزا ممكنه از نظر بعضيها معاني زيادي داشته باشه ، مخصوصاً معاني بد ، بما گفتن تو خيلي چيزا نبايد شك كنيم ، شك كردن تو يه چيزهايي گناهه ، بما گفتن اونچه كه به شما ياددادن ، اونچه به پدارنتون ياد دادن و اونچه كه به پدران پدران پدرانتون ياد دادن غير قابل تغييرند و شما بايد فقط گوش كنيد ، قبول كنيد و اجرا كنيد ، شك هم نكنيد!!!

بنظر من براي كشف هر چيزي بايد اول يه سري قوانين رو شكست ، البته با حساب كتاب، ولي بايد شكست ، بايد شك كرد تا به يقين رسيد ، اين نظر شخصي منه و ممكنه شما باهاش موافق باشين ، ممكنه هم نباشيد ...
براي شروع گفتم شايد بد نباشه از خودم شروع كنم ، مثلاً قوانين پرانتز رو بشكنم و در اون از چيزايي بنويسم كه هيچ ارتباطي با اون نداره يا اصلاً جاي صحبت از اونها اينجا نيست ، چطوره ؟؟؟ پس شروع مي كنيم ....

No comments: