Thursday, November 15, 2007

دود شدن در مدت بیست دقیقه!!!

دو سه روز پیش برای انجام کاری همراه با یکی از دوستان به شهرک صنعتی رفتیم. اصولاً در چنین محیط هایی که قرار می گیرم روحم به پرواز در می آید ، خلاصه یک حس شور شعفی در من ظاهر شده بود وصف ناپذیر .... آن روز بنده بسیار به آینده شغلی و زندگی خودم امیدوار بودم ...البته این احساس خوش آنچنان دوام نیاورد ...

موقع برگشتن از شهرک صنعتی ما با چند نفر همسفر شدیم : یکی که در جلو نشسته بود و هفتاد هشتاد سالی داشت ، دیگری هم که بنا به گفته خودش در زمان پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران سرباز بوده ( و نه این دوره را درست درک کرده و نه آن دوره را) و آخری هم خود جناب راننده . حتماً می دانید که اساسی ترین بحث های سیاسی در تاکسی ها و ماشینهای مسافری در می گیرد و بنده گمان می کنم نطفه بسیاری از انقلابات در همین تاکسی ها ایجاد شده است .... بگذریم .... .

آقای راننده شروع کرد به نالیدن از شهرک صنعتی و اینکه اکثر کارگاهها و کارخانه های موجود در آن ( بجز یک رادیاتورسازی !!!) نیمه فعال هستند ، توانایی پرداخت حقوق پرسنل خود را ندارند و در نتیجه آنان را اخراج می کند... همین سخنان راننده کافی بود تا یک بحث سه جانبه درست و درمان درباره سیاستهای اقتصادی ، اجتماعی و ... خصوصاً در زمان کنونی ( ریاست جمهوری جناب دکتر احمدی نژاد ) در فضایی به مساحت دو سه متر مربع در بگیرد. ما ( یعنی من و آن دوستم ) اصولاً سرمان برود ، در تاکسی ( یا ماشینهای مسافری) بحث سیاسی نمی کنیم و فقط بعنوان مستمع آزاد حرفها را از این گوش وارد و عجالتاً از گوش دیگر خارج می نماییم ...

خلاصه بحث به سهمیه بندی بنزین رسید و گرسنگی مردم ، اینکه کارتهای سوخت چینی هستند ، پیدا شدن لوله ای که یکسرش در ایران و سر دیگرش در ناکجا آباد بوده پس از بیست و هفت سال ( ظاهراً برای قاچاق گازوئیل به همان ناکجا آباد مورد استفاده قرار می گرفته است) ، خوفتن ( خوابیدن – به زبان گیلکی ) کشتیها در بنادر جنوب ، نبودن یک ماده اساسی که در ساخت شیشه نشکن مورد استفاده قرار می گیرد بدلیل تحریم آمریکا ، نالیدن یکی از این آقایان از اینکه چندین و چند جوان با انواع و اقسام لیسانس و فوق دیپلم دارد که جملگی بیکارند و او هنوز هم که هنوز است به آنها مواجب ( پول توجیبی )می دهد ، وجود چندین کافه و بار در حد فاصل رامسر تا رشت در زمان شاه ، بدبختی جوانان در حال حاضر، فساد ، مرگ ، درد ، زهرمار و کوفت و بلا و خلاصه همه چیز ....

بزبان ساده که بخواهم بگویم نتیجه همسفری با این آقایان این بود که روحیه ای را که طی چندین و چند روز و چه بسا چندین و چند ماه با بدبختی جمع و جور کرده بودم ظرف مدت بیست دقیقه دود شد و به هوا رفت ...

2 comments:

Anonymous said...

Oi, achei seu blog pelo google está bem interessante gostei desse post. Gostaria de falar sobre o CresceNet. O CresceNet é um provedor de internet discada que remunera seus usuários pelo tempo conectado. Exatamente isso que você leu, estão pagando para você conectar. O provedor paga 20 centavos por hora de conexão discada com ligação local para mais de 2100 cidades do Brasil. O CresceNet tem um acelerador de conexão, que deixa sua conexão até 10 vezes mais rápida. Quem utiliza banda larga pode lucrar também, basta se cadastrar no CresceNet e quando for dormir conectar por discada, é possível pagar a ADSL só com o dinheiro da discada. Nos horários de minuto único o gasto com telefone é mínimo e a remuneração do CresceNet generosa. Se você quiser linkar o Cresce.Net(www.provedorcrescenet.com) no seu blog eu ficaria agradecido, até mais e sucesso. If is possible add the CresceNet(www.provedorcrescenet.com) in your blogroll, I thank. Good bye friend.

Anonymous said...

salam