Friday, May 08, 2009

دیالوگ های میخ طویله کننده مو بر تن آدمیزاد !!!

بنده یک معذرت خواهی درست و درمان به جناب استاد کیمیایی بدهکارم ... با بی دقتی رئیس را دیدم و عجولانه نظرم درباره این فیلم را تلق تولوق تایپ کردم و پست کردم توی این وبلاگ ... البته تمام موارد پست قبل ( زد و خورد ها و برخی مسائل آبکی و ... ) را هنوز هم قبول دارم جز آن بخشی که مربوط به دیالوگها می شد ... در مورد دیالوگها می خواهم در این پست تجدید نظری اساسی داشته باشم؛ این پستی که الان دارید می خوانید به نوعی جبران مافات است ... آدمی است دیگر شما ببخشید استاد !!!

« قبل از اینکه خدا بخواد خودم می خوام ... خودش این بزرگی رو بهم داده !!! » این دیالوگ محشری است که داریوش ارجمند درست قبل از تیتراژ پایانی فیلم رئیس بیان می کند ... از این دیالوگ های میخ طویله کننده مو بر تن آدمیزاد در این فیلم باز هم وجود دارد و بیشتر از آن چیزی است که من در پست قبلی عرض کرده بودم ... بار دوم که با دقت فیلم را دیدم ( در سکوت مطلق و با تمرکز بیشتر و به کمک یک عدد هدفون باحال ) دیدم بار اول حسابی سرم کلاه رفته و کیمیایی جمله های خیلی محشری گذاشته است توی دهان شخصیتهایش که من بی حواس آنها را ندیده بودم ( باور کنید این جملات را باید دید نه نشنید !!! ) ... شروع کردم به ضبط کردن دیالوگهایی از فیلم که بنظرم جالب می آمدند و حول و حوش 19 دقیقه دیالوگ ناب از این فیلم در آوردم که حدود 5 دقیقه و 21 ثانیه مربوط به کل کل کردن سیامک و آرش می شود در رستوران .

خلاصه دست استاد درد نکند که شب و روزم را با این حدود 19 دقیقه پر کرد.

No comments: